(جالينوس)؛ 6) كتاب كلمات همراه با كتاب الاغذيه (بقراط) يا تقدمةالمعرفة؛ 7)
كتاب حيلةالبرء و كتاب علل العين (جالينوس)؛ 8) مقالهٴ چهارم
كتاب قانون (ابن سينا)؛
9) كتاب الصناعة جالينوس همراه با تقدمةالمعرفة و كتاب الاغذيه؛ 10)
كتاب آيين تندرستي همراه با خواص اجسام طبيعي بارتولومئوي انگليسي.
اين كتابها هميشه بايد تدريس ميشدند؛ اگر تعداد استادان زياد بود، ممكن بود بخشهاي ديگري از قانون، كتابهاي ديگري از جالينوس يا
كتاب الحميات و كتاب
الاغذيه اسحاق اسرائيلي هم تدريس ميشد.))
اين برنامه جالب است، زيرا نه تنها ويژهٴ مونپليه، بلكه همهٴ دانشكدههاي پزشكي مسيحيت لاتيني بود و تصوير روشني از ((كتابخانهٴ)) يك پزشك با سواد در سال 1340 به دست ميدهد، با فرض اينكه اگر هم تمام آنها را نخوانده و ياد نگرفته، مروري در آنها كرده است.
معروفترين استادان مونپليه در اين عصر برنار گوردوني (برآمدنش حدود 1283 ـ 1308)، ژوردان دوتور (برآمدنش 1313 ـ 1335)، ژرار دوسولو (برآمدنش 1335 بهبعد) بودند. اولي و سومي فرانسوي بودند و دومي هم ممكن است فرانسوي، ايتاليايي يا اسپانيايي باشد. برنار موٴلف يكي از موفقترين كتابهاي پزشكي سدههاي ميانه بود، بهنام
زنبق پزشكي (1304) كه رواج آن را از نسخههاي خطي فراوانش، تعداد چاپهايش (تا 1617!) و ترجمههايش به ايرلندي، عبري، فرانسه و اسپانيايي ميتوان دريافت. اين مهمترين كتاب برنار بود، ولي او كتابهاي بسيار ديگري نوشت. ژرار يك نويسندهٴ بزرگ كتابهاي درسي بود و
كتاب مقدماتي براي جوانان او هم به عبري ترجمه شد. اين امر درخور اهميت زيادي است. اين بدان معناست كه پزشكان يهودي، كه به خاطر برخورداري از منابع عربي خيلي جلوتر از همكاران لاتيني خود بودند، روي هم رفته اين قابليت را از دست داده بودند واينك ناگزير از مآخذ لاتيني مسيحي بهره ميگرفتند؛ سنت معكوس شده بود. ژوردان در مقايسه با برنار و ژرار داراي اهميت كمتري است.
او يك دوجين از رسالههاي پزشكي تأليف كرد كه هيچكدام چندان درخور توجه نيست.
هنگامي كه برنار، ژوردان و ژرار بدينسان درمونپليه تدريس ميكردند، پيير دوسن فلور يك مجموعهٴ منتخبات پزشكي فراهم كرد كه بيشتر آن را از آثار جالينوس و ابن سينا گرد آورده بود.
پيير كاپستانگي، ويتال دوفور راهب، و رمون موليري كتابهايي در آيين تندرستي نوشتند. پيير شوشا شرحي بر جالينوس؛ پير دو داموري و ژوفروا دومو رسالههاي دربارهٴ طاعون تأليف كردند.
نوشتههاي متعلّق به آنچه بايد آن را مدرسهٴ پزشكي فرانسه خواند تقريباً يكسره به زبان لاتيني بود، ولي رسالهٴ جراحي موندويل بلافاصله به فرانسه ترجمه شد. البته بسياري آثار داراي